محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
150
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و ديگر ، دفع فضول دماغى از مجراى آن . و ديگر ، حسن و زيبايى رخسار و تكلّم . و ديگر آن كه دريچه و آلت شمّ روايح است كه اعظمِ علّت خلقت آن است . و غير اينها از فوايد . و هر يك از اين فوايد ، متضمّن فوايد چند است ؛ مانند : جذب نسيم بارد ، براى آن كه تا مجتمع گرداند پيش ثقبهء نافذه به سوى حنك و يا به سوى دماغ ، و در آن اعتدالى يافته و اگر گرد و غبارى بدان آميخته باشد ، تصفيه كرده [ و ] به ريه برساند . و همچنين در شمّ روايح . و در تحسين كلام ؛ جهت آن كه : اكثر مخارج حروف مقطّعه تعلّق به انف دارند - مانند نون - و دليل اين آن است كه چون خللى و انسدادى در انف از زكام يا غير آن عارض گردد ، تكلم به فصاحت نشود . و فايدهء دفع فضلات دماغى به واسطهء آن ، آن است كه : بىاختيار به هيأت كريه مخاط و غيرها بر نيايد ، و داخل فم نگردد ، و در نظرها بدآينده نباشد . و فايدهء منشعب بودن مجراى آن به دو شعبه نيز چند امر است : يكى آن كه اگر آفتى به يكى رسد ، ديگرى سالم ماند . و ديگر آن كه هواى بسيار دفعتا مستنشَق نگردد كه باعث اذيت شود . و فايدهء غضروفيت آن : يكى آن است كه ذكر يافت . و ديگر آن كه تا سهل و آسان باشد تنقيهء فضلاتى كه در آن مجتمع گشتهاند . و غير اينها از فوايدِ هر يك . [ اسنان ] : امّا اسنان كه جمع سنّ است - كه به فارسى دندان نامند - مجموع آنها سى و دو دندان است ؛ شانزده در فكّ بالا و شانزده در فكّ پايين . و اينها به حسب بعض اشخاص در بعضى كمتر مىباشند ؛ يعنى در بعضى بيست و هشت دندان مىباشد و چهار دندان آخر - دو از بالا و دو از پايين از هر طرفى كه « نواجذ » « 1 » نامند - ندارند .
--> ( 1 ) . الف و ب : نواجد .